|
ماء معین قُل اَرَاَیتُم اِن اَصبَحَ ماوُکُم غَوراً فَمَن یَإتِیکُمٍ بِماء مَّعِینٍ (ملک/30)
|
دیروز فراموش کردم موبایلم روهمراه خودم ببرم. خیلی زود نبودش رو احساس کردم. اما چاره ای نبود ممکن بود کلاسم دیر بشه، پس بدون موبایل رفتم. تمام مدت به موبایلم و افرادی که ممکنه بهش زنگ بزنن ،فکر می کردم. احساس می کردم یه چیزیم کمه، واقعا چنین احساسی داشتم. توی دانشگاه به همه یادآوری کردم که موبایلم رو همراه خودم نیاوردم و کسی بهش زنگ نزنه... وقتی رسیدم خونه اولین چیزی که رفتم سراغش موبایلم بود، فقط چند نفر پیام زده بودن و چند تا هم زنگ خورده بود. . . . ما آدما واقعا آدمای نامردی هستیم، اینو دیروز با تمام وجودم حس کردم. منی که این همه از امام زمان دم می زنم، سعی می کنم هر روز براشون دعا بخونم و به یادشون باشم... من... من تا حالا نشده تو یه روز اینهمه به امام زمان فکر کنم. اینهمه کمبودشو احساس کنم. احساس کنم که یه چیزی کمه، یه چیزی سر جای خودش نیس. به همه نبودشو یادآوری کنم، آخه یعنی من موبایلم رو بیشتر از ... . . مولای من... مولای من ببخش اینهمه تغافل و تجاهل را ببخش ماء معینم ببخش... [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 12:29 PM ] [ منیب ]
[ ]
مولای من دراین چهار دیواری که من هرچی خستگی- هرچه دل شکستگی- هرچه امید دارم همه را در آن می گذارم نشسته ام.. و همه و همه ی امیدهایم را مرور می کنم به دستان شما چشم دوخته ام و قلب لرزانم را به نگاهی از جانب شما رام می کنم که تنفس من به گردش مژگانتان بسته است و طپش های قلب من به گرمی نگاهتان.. کاش مجالی بود که دستتان می بوسیدم و برایتان- در کنارتان- سختی همه روزهایی که گذشت را می کفتم می گفتم شب که میشود انگار غم همه ی عالم بر سینه ام سنگینی می کند می گفتم گاهی آنقدر در خود مچاله می شوم که پیچ و تاب خوردن جنین را می مانم می گفتم که اشک گاهی تنفسم را به شماره می اندازداما... می دانم- من بودم که لایق نبودم ور نه چه بسا شاید حضرتتان چشم به راه امدنم..اما آنچنان که بزرگان و پدرانمان به ما آموخته اند- با همه ی گناهان- با همه روسیاهی با هرچه هست بازهم باید از خودتان خواست از خودتان طلب کرد و دست به دامان پر عطوفت شما یازید با هرچه هست بازهم باید از خودتان خواست از خودتان طلب کرد و دست به دامان پر عطوفت شما یازید پدرم! چشم به راه عطوفت پدرانه تان دوخته ام فرزند کوچتان .........برچسبها: ماءمعین, دعا, مولا, واسطه ی فیض الهی, امام مهربان, گره گشا [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 10:11 AM ] [ زائر ]
[ ]
ماء معینم! و باز من و قصه خرمالوهای بر درخت التماس دعا برچسبها: ماءمعین, دعا, مولا, واسطه ی فیض الهی, امام مهربان, گره گشا [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 8:19 PM ] [ زائر ]
[ ]
با علی بودن فقط راه مسلمان بودن است ورنه از این نامسلمان ها فراوان ریخته!!! [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 11:24 PM ] [ زائر ]
[ ]
سال روز به درک واصل شدن اولی: 1-اولین دشمن حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین علیه السلام 2- اولین بیعت شکننده با حجت خدا بر مردم بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 3- از عاملین اصلی شهادت مادر سادات حضرت زهرا بتول سلام الله علیها 4- بانی شورای 6 نفره ی!!! سقیقه! 5- فراری همیشگی از جنگ های مهم صدر اسلام( احد- بدر- حنین- سلسله ...) 6- گمراه کننده تمام بشریت من الازل الی الابد 7- جاهل کامل به معارف اسلام به اقرار خودش 8- تکذیب کننده ی آیه تطهیر و هزاران گناه کبیره دیگر که از زیر سر این ملعون برخاسته و بحمدالله در پرونده سیاه اعمالش ثبت و ضبط گردیده است بر تمام شیعیان و محبین واقعی حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب و حضرت صدیقه ی کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد ![]() اهل تولی! عید تبراست...شادان بمانید! شادان بمانید از پرده ی دل...لعن عدوی...آل محمد(ص)...باهم بخوانید دست نفاقی...کز روز اول...کارش فساد و ...ظلم و ستم شد از غصب حق...آل محمد(ص)...در کینه توزی... نامش علم شد آنکس که بر باد...حق علی داد...لعنت بر او باد... تا صبح محشر از ابتدا بود...در کار فتنه...بت می پرستید...تا روز آخر ای اهل تقوا...دین حب و بغض است...ایمان تبراست...ایمان تولاست در دست شیعه...بهر فنای...خصم ولایت...این تیغ براست آب حیاتست...راه نجات است...آری طریق...وحدت همینجاست! اسلام و ایمان...با اهل بیت(ع) است...تردید و شک را...از دل برانید!! ![]() برگرفته از وبلاگ شبه پیمبر
برچسبها: به درک رفتن ابوبکر, عید, تبریک [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 10:40 PM ] [ زائر ]
[ ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 11:20 AM ] [ منیب ]
[ ]
[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 11:39 PM ] [ زائر ]
[ ]
ماء معینم! سلام و درود همیشگی خداوند بر شما باد میلاد مادرتون رو بهتون تبریک می گم*** چه کنم که باید در چنین روزی باز هم از خودم درد دل کنم.. از شما که پنهان نیست این روزها باز هم هوای ابری و نیمه بارانی دارم.. اشک می آید از چشم هایم... آقا جون.. حتی الان هم که برایتان اینجا می نویسم اشک صفحه را تار کرده... آقا جان جان مادرتان گرهی از کارم بگشایید.. دیگر تاب و تحمل سخت دشوار شده.. نمی توانم بهتر بگویم.. گفتنی نیست اینجا... من از این طرف اشک می ریزم- او از طرفی دیگر محبوب بی همتا دعای او را پیش از من اجابت کنید... آه..... دلم گرفته است... چه بگویم که تو خود با خبری از راز... خدا دعای ظهورتان را اجابت نماید التماس دعا یاعلی برچسبها: ماءمعین, دعا, مولا, واسطه ی فیض الهی, امام مهربان, گره گشا [ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 9:11 AM ] [ زائر ]
[ ]
ماء معینم! نوشتن برای شما چیز دیگری است... حتی از میان هیاهوی همه ی همراهی ها، حتی در کنار دل خوشی به همه محبت ها، حتی در عمق دوستی های ارزشمند راز گفتن برای شما چیز دیگریست... دیروز اخوی رفت به دیدار امام رئوف.. خوشا به سعادتش.. من اما هنوز بین هجمه دوری از شما خاندان کرم مانده ام! درد کربلا به کنار حالا مشهد هم ماجرایی شده است.... بگذریم همه چیز را نه می توان اینجا نوشت و نه حتی در خلوت برایتان باز گفت نه آنکه نشود یا شما همراهم نباشید یا درد دل هایم را نشوید و پاسخ ندهید گاهی شرم مانع از سخن می شود... و من.. منِ دیشب همینطور بود برای دیشبم دعا کنید برای منی که به سختی دور می کنم این سختی را منی که بعد از ماه ها تازه دارم یاد میگیرم چطور عمل کنم- اما چیزی که باز هم می آزاردم، عمل کرد ناقصم است... دست و پا شکسته و سینه خیز می روم گه گاه اما... خود توانی دهیدم.. و ثباتی در قدمم چرا که می خواهم برای شما متقی باشم به قصد یاری شما تقوا پیشه سازم- که از خود باید شروع کرد برای یاریتان و من اگر به قصد شما حرکت کنم دست خدا به همراهم است
اگر خدا را یاری کنید شما را یاری می کند و ثابت قدم می داردتان پس ای مولا و ای عزیز یاریم کنید که به توفیق یاریتان دست یابم به تقوا... آقای من به جز دست های مهربانتان هیچ پشت و پناهی ندارم و جز نگاه پر عطوفتتان، نه امیدی به حیات دوستتان دارم با تک تک ذرات وجودم خداوند دعای ظهورتان را اجابت نماید التماس دعا یاعلی برچسبها: ماءمعین, دعا, مولا, واسطه ی فیض الهی, امام مهربان, گره گشا, حضرت حجة بن الحسن المهدی عج [ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 9:26 AM ] [ زائر ]
[ ]
[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 1:32 PM ] [ زائر ]
[ ]
کتابخانه مکه مکرمه(زادگاه پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله) یکی ازقدیمی ترین کتابخانه ها به شمار می رود به طوری که عمر آن به بیش از 60 سال می رسد، روزنامه عکاظ اعلام کرد از ساختمان تنگ و کوچک آن که گرد و غبارنشسته بر جای آنجای آن گویی را به انبار تبدیل کرده نه کتابخانه، بازدید کرده است.
برچسبها: تخریب زادگاه پیامبراسلام [ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 ] [ 4:3 PM ] [ منیب ]
[ ]
[ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 9:17 PM ] [ منتظر ]
[ ]
![]() [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 3:46 PM ] [ زائر ]
[ ]
دلتنگی غروب همه جمعه های من
کی می رسد به صحن حضورت صدای من
دیگر دلم برای شما پر نمیزند
برگرد و بال تازه بیاور برای من
عمری اگر که می گذرد دلخوشم به این
نزدیکتر شده است به تو لحظه های من
غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم
حتی نیامدست به کارت دعای من
اشکت اگر به نامۀ اعمال من نبود
بخشش نبود شامل یا ربنای من
یک روز، محض خاطر این چند قطره اشک
وا می شود به خیمۀ سبز تو پای من
یک شب میان سینه زدنها و گریه ها
مهری بزن به نامۀ کرب و بلای من.....
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 3:10 PM ] [ منتظر ]
[ ]
یا بن الحسن ؛ ای یوسف زهرا کجایی کی با وصالت طی شود فصل جدایی تا آن زمان کز پرده غیبت درآیی هرگز ندارد فاطمیه انتهایی برچسبها: شعر, حضرت زهرا سلام الله علیها, فاطمیه [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 11:55 AM ] [ زائر ]
[ ]
ماء معینم! باخودم می گویم مگر نمی خواستی با تو حرف بزنند؟ بیا این هم حرف! مگر نمی گفتی تنها یک جمله به من بگویید که آرام شوم؟ بیا این هم جمله! مگر نمی گفتی بگویید به من بگویید چه کنم؟ بیا این هم راه کار! "در کاری که وقتش نرسیده عجله نکن.." عجله نکن.. عجله نکن.. عجله نکن! یاریم کنید مولای مهربانم خداوند یار و نگهبانتان برچسبها: ماءمعین, بابای مهربان, حدیث, حضرت حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشری [ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 11:53 AM ] [ زائر ]
[ ]
دست بردار دلم نیست غم انگار خدا چه کنم با غم این بانوی بیمار خدا یک نفر نیست بگوید که در این شهر غریب یاس دلخسته کجا و در و دیوار خدا !! پهلوان بودم و یکباره زمین گیر شدم صورتی مانده از آن حیدر کرّار خدا چند وقتی است فقط خیره به حال حسن ام نیمه شب می شود از خواب که بیدار خدا.... کاشکی جنس در خانه ام از چوب نبود تا نمی سوخت گل و غنچه و گلزار خدا کاشکی شکل در خانه من جوری بود که نمی خورد به یارم نوک مسمار خدا پیش چشمم دو سه باری است که هی می افتد... سر به دیوارم و او دست به دیوار خدا گاه اسماء صدا می کندم گه فضه صاحب چشم کبودی که شده تار خدا گاهی از در که می آیم نفس ام می گیرد باز چشم من و خون در و دیوار خدا می رسد زینبم از راه ، دلم می ریزد چه کنم با غم این طفل پرستار خدا؟! مدتی هست به سر چادر خاکی کرده جای آن معجر و آن چادر گلدار خدا.... .... همه مشغول دعایند ولی می دانم می رود از بر من فاطمه اینبار خدا من به فکرم چه کنم موقع برداشتنش دست بردار دلم نیست غم انگار خدا از وبلاگ پری برای پریدن- مهدی صفی یاری برچسبها: شعر, حضرت زهرا سلام الله علیها, فاطمیه [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 9:32 PM ] [ زائر ]
[ ]
ماء معینم! همین که همان حال همیشگی داشت می آمد و من انگار که عادت کرده باشم به مقدمه اش چشم دوخته بودم.. که باز یاد همان حدیثی افتادم که صبح گفتم... گفتم: در کارهایی که وقتش نرسیده عجله نکن!! از ذهنم گذشت که شاید اگر مولام- شما- هم باهم حرف بزنید همینو بهم میگید.... کمی آرام گرفتم.. بعد فکر کردم چقدر شما تنهایید... همیشه برای مشکلاتمان سراغتان می آییم- غافل از اینکه شما تنهایید و سختی می کشید کاش کمی هم برای شما نگران باشیم برای شما دعا کنیم برای شما... گریه کنیم... توفیق دعا برای خودتان عنایتم کنید التماس دعا خدانگهدارتان بعد نوشت: در این لحظات بارانی... اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برچسبها: ماءمعین, بابای مهربان, دعا, حضرت حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشری [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 9:17 PM ] [ زائر ]
[ ]
هنوز تو حال و هوای فاطمیه ام............ هنوز هم شعر گوش می دم... [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 9:8 PM ] [ زائر ]
[ ]
ماء معینم! این روزها مدام حدیثی جلوی چشمانم می آید: امیرالمومنین علی علیه السلام: برای من اما عجله در کارهایی که وقتش نرسیده و سهل انگاری در اموری که انجامش ممکن شده، شاید بیش از همه ی موارد باشد... منی که برای تعجیل در کارم بارها بی تابی کرده ام بارها به شدت گریسته ام بارها قلبم خسته ام را به نظاره نشسته ام.... و بارها برای همین تعجیل در کارهایی که توفیقم عنایت نموده اید سهل انگار بوده ام.. و انگار این سخن پدرتان - و مولا و امیرمان- در ورای قرن ها برای من است... منی که هنوز که هنوز است........ یا صاحب الزمان! می دانم بد کرده ام.. هرچند همه ی تقصیرات برای من نبود- روح و ظرف من آنقدر ها بزرگ نیست... اما شما ای بهترین آقای دنیا ای مهربان ترین پدر انسان ها این محبوب ترین عزیز من شمائید و تنها شمائید که هم می توانید ظرف عمیق ترم عنایت کنید و هم توفیقی بیش از بیش مرحمت نمایید و هم گره از کارم بگشایید... چرا که به یقین می دانم به یمنه رزق الوری.... چشم به راه محبت بی نهاییتان دعاگوی فرجتان التماس دعا یاعلی برچسبها: ماءمعین, بابای مهربان, حدیث, حضرت حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشری [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 1:14 PM ] [ زائر ]
[ ]
این روزها زیاد یاد آن مادری می افتم که
رفت پیش امام صادق علیه السلام....گفت پسرم خیلی وقت است از مسافرت
برنگشته خیلی نگرانم..... حضرت فرمود صبر کن پسرت برمی گردد.....رفت و چند
روز دیگر برگشت و گفت پس چرا پسرم برنگشت..... حضرت فرمود مگر نگفتم صبر
کن؟.....خب پسرت برمی گردد دیگر..... رفت اما از پسرش خبری نشد..... برگشت ؛
آقا فرمود مگر نگفتم صبر کن؟......دیگر طاقت نیاورد....گفت آقا خب چقدر
صبر
کنم؟......نمی توانم صبر کنم.....به خدا طاقتم تمام شده..... حضرت فرمود
برو خانه پسرت برگشته........رفت خانه دید واقعاً پسرش برگشته..... آمد پیش
امام صادق گفت آقا جریان چیست؟نکند مثل رسول خدا به شما هم وحی نازل می
شود؟....... آقا فرموده بود به من وحی نازل نشده اما عند فناءالصبر یأتی الفرج...... صبر که تمام بشود فرج می آید.....
این روزها روضه که می روی یک بار هم به خودت بگو هی فلانی چه طاقتی داری تو....
و دعا کن برای دل آن مادری که هنوز پسرش برنگشته......
[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 1:3 PM ] [ منتظر ]
[ ]
دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است تاثیر مهر مادریت بوده بر زبان این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است مادر!حضور نام تو در شعر های من لطف خداست شامل حال غزل شده است غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم این مسأله میان من و عشق حل شده است سیاره ای که زهره نشد آه می کشد آه است و آه آنچه نصیب زحل شده است زهرایی و تلألو نور محبتت در سینه ام ز روز ازل لم یزل شده است با نام تو هوای غزل معنوی شده است بی اختیار وارد این مثنوی شده است هرگز نبوده غیر تو مضمون بهتری تنها تویی که بر سر ذوقم می آوری نامت مرا مسافر لاهوت کرده است لاهوت را شکوه تو مبهوت کرده است از عرش آمدی و زمین آبرو گرفت باید برای بردن نامت وضو گرفت نور قریش! تا که تویی صاحب دلم غرق خداست شعب ابی طالب دلم عمرت نفس نفس همه تلمیح زندگی است حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگی است از این شکوه ، ساده نباید عبور کرد باید مدام زندگیت را مرور کرد چون زندگیت ساده تر از مختصر شده است پیش تجملات ، جهازت سپر شده است آیینه ای و سنگ صبور پیمبری در هر نفس برای پدر مثل مادری اشک شما عذاب بهشت است ، خنده کن لبخندت آفتاب بهشت است ، خنده کن دنیای ما نبوده برازنده ی شما هجده نفس زمین شده شرمنده ی شما آیینه ای نهاده خدا بین سینه ام حس می کنم مزار تو را بین سینه ام مانند آن خسی که به میقات پر کشید قلبم به سوی مادر سادات پر کشید . بهار 86 از (طوفان واژه ها) وبلاگ پرسه در خیال برچسبها: طوفان واژه ها, سیدحمیدرضا برقعی, فاطمیه [ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 12:59 PM ] [ منیب ]
[ ]
از صفاي ضريح دم نزنيد
حرفي از بيرق و علم نزنيد
گريه هاي بلند ممنوع است
گريه ممنوع، سينه هم نزنيد
کربلا رفته ها کنار بقيع
حرفي از صحن و از حرم نزنيد
زائري خسته ام نگهبانان
به خدا زود مي روم، نزنيد
کودکي داد زد کنار بقيع
تازيانه به مـــادرم نزنيد
[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 11:29 AM ] [ سجاد شیخ الاسلام ]
[ ]
چه دعایی کنمت بهتر از این که کنار پسر فاطمه (س) هنگام اذان سحر جمعه ای از این ایام پشت دیوار بقیع قامتت قد بکشد به دو رکعت صلواتی که نثار حرم وگنبد برپا شده حضرت زهرا (س) بکنی. [ سه شنبه 12 اردیبهشت1391 ] [ 8:24 PM ] [ سجاد شیخ الاسلام ]
[ ]
امام صادق علیه
السلام می فرماید : " اوحی الله الی النبی من الانبیاء ان قل لقومک : لا تلبسوا لباس اعدائی و لا تشاکلوا بما شاکل اعدائی فتکونوا اعدائی کما هم اعدائی ؛ خداوند به یکی از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو لباس دشمنان مرا نپوشید و به شکل دشمنان من درنیایید که دشمن من می شوید آن گونه که آنها هستند ( میزان الحکمة , ح 9135 ؛ وسائل الشیعه , ج 11 , ص 111 , ح 1 ) برچسبها: لا تلبسوا لباس اعدائی, لباس دشمنان مرا نپوشید, حدیث, وسائل الشیعه [ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ 10:30 AM ] [ منیب ]
[ ]
که هیچوقت نباید سطحی نگر بود-شخصیتت به بندگیت در پیشگاه خدای متعال بستگی داره- ملاک سنجشت در دوست داشتن آدما باید اونی باشه که ملاک خداست و خیلی درس های دیگه.. ان اکـــــــــــــــرمــــــــــــکم عنـــــــــــــدالله اتقاکـــــــــــــــــــم وخیلی مشکلات حل می شد اگر عمل می کردیم...قرآن مال ماست! مال خوده خوده ما! دستور العمل زندگی و دنیای ماست بلکه خود دنیای
ماست دینمون.. و بقول دوستی: چه زندگی و دنیای قشنگی داشتیم اگر بهش عمل می کردیم... برچسبها: هشدار, قرآن, ملاک دوست داشتن, برترین نزد خدا, تقوا [ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 2:53 PM ] [ زائر ]
[ ]
[ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ 5:15 PM ] [ زائر ]
[ ]
... به كجا میروید؟ چه میكنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه است؛ آیا میگویید كه محمد مُرد و همه چیز تمام شد؟ هرگز! ... هان میبینم كه اینك باز زمینگیر شدهاید و دل به تن آسایی و راحت طلبی و دنیا خواهی دادهاید و قصد همیشه ماندن در دنیا كردهاید و كسی را كه به قبض و بسط كار حكومت سزاوارتر است، دور راندهاید و با راحتی و عیاشی، خلوت كردهاید. ... بدانید اگر همه شما هم كافر شوید و به حق پشت كنید، خداوند همچنان ستوده است و احتیاجی به شمایان ندارد. و بدانید آنچه را كه اینك گفتم؛ گفتم، در حالی كه میدانستم هرگز یاوری نخواهید كرد. ولی آنچه گفتم راز دل غمین من بود كه در سینه جمع شده و دود حزن و اندوه من بود كه در دل خستهام متراكم شده و آه آتش افروزی كه از سینه دردمند من شعله كشیده؛ تنها خواستم با شما حجت را تمام كرده باشم."(3) از سخنرانی تاریخی حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده روز پس از رحلت پدر (برگرفته از كتاب "زندگانی حضرت فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل حسینی) برگرفته از سایت تبیان. برچسبها: سخنرانی تاریخی حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام در م [ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 11:0 AM ] [ منیب ]
[ ]
یه دنیا حرف تو دلمه اصلا می خواستم امشب بیام اینجا یه مختصر و تو دفترم مفصل تر براتون بگم... از همه چی...... اما همه وجودمو سکوت گرفته... فقط برام دعا کنین... خواهش می کنم بابا... دعام کنین....... المستغاث بک یا صاحب الزمان برچسبها: ماءمعین, بابای مهربان, حضرت حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشری [ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 0:20 AM ] [ زائر ]
[ ]
آجرک الله یا رسول الله فی مصیبة بنتک الزهرا سلام الله علیها. اعظم الله اجورک و اجورنا فی مصائب سیدة نساء العالمین آجرک الله مولانا یا امیرالمومنین فی مصیبة فاطمة الزهرا سلام الله علیها. اعظم الله اجورک و اجورنا فی مصائب سیدة نساء العالمین آجرک الله یا مولای یا صاحب الزمان فی مصیبة امک الزهرا سلام الله علیها. اعظم الله اجورک و اجورنا فی مصائب سیدة نساء العالمین [ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 4:20 PM ] [ زائر ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||